– چندی پیش کمیسیون فرهنگی مجلس از مسعود فراستی به عنوان کارشناس سینما دعوت کرده بود تا نظراتش را در مورد چند فیلم از جمله گشت 2 بیان کند. این منتقد سینما با انتقاد جدی به فیلم سینمایی گشت ۲ این فیلم را اثری مستهجن خواند که نمی‌توان به اتفاق خانواده به تماشای آن نشست. جنس دغدغه او مشخص است: «حفظ حریم خانواده».

پس از این ماجرا هجمه های زیادی از طرف اهالی سینما و برخی سیاست زده ها صورت گرفت و او را متهم به آدم فروشی برای کسب مال کردند و در صفحات خود در توئیتر و اینستاگرام و غیره انواع توهین ها را نثار او کردند. اما او جمعه به برنامه هفت آمد و در دفاع از اقدامش گفت:

فروشنده کیست؟!

«آدم فروش در قدم اول خودفروش است. آدم فروشی کلیدش در خودفروشی و وطن فروشی است. آدمی که وطنش را تحت هیچ شرایطی نمی فروشد خودش را نمی فروشد و کسی که خودش را نمی فروشد دیگری را هم نمی فروشد. آدم فروش کسی است که نه خودی دارند و نه وطن! و آن کسی که وطنش را فروخته خودش را فروخته، پس می تواند همه را بفروشد. خود داشتن به شدت متعالی است و این متر هرچیزی است. من که عاشق سینما هستم، اگر مجبور به انتخاب شوم، بین سینما و وطن، وطنم را انتخاب می کنم. آدم فروش کسی است که ایران را فروخته است»

دقیقا 3 روز بعد آکادمی اسکار جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را فیلم فروشنده می‌دهد. فیلمی که سرتاسر بی احترامی و توهین به خانواده ایرانی است. آش آنقدر شور است که علی مطهری نیز این فیلم را در شأن نمایندگی ایران در اسکار ندانسته و معتقد است تصویر خوبی از خانواده ایرانی نشان نمی‌دهد.

البته این جایزه کاملا قابل پیش بینی بود و این پیش بینی را انجام داده بودیم. زیرا اسکار خانواده ایرانی را متلاشی و مرد ایرانی را هرزه و فروشنده میخواهد. مرد ایرانی در این فیلم از نوجوانی تا سال خورده به تصویر کشیده شده است. دانش آموز نوجوانی که موبایلش پراست از عکس های مستهجن. مرد جوانی که خانه خود را به فاحشه ای کرایه داده و خود نیز از او منتفع است. مرد سالخورده و بیماری که با داشتن همسری مهربان و دلسوز علاوه بر هرزگی اگر فرصتی دست دهد به زن شوهر دار نیز تجاوز و مانند پلنگ از محل جرم می‌گریزد.

مردان سالم این سرزمین نیز مفلسانی درمانده اند که ناخودآگاه در جبری که تار و پود حیاتشان را فراگرفته تنیده‌اند. آنان توسط زنان ایرانی، در تاکسی و کوچه و خیابان مورد تهمت جنسی واقع می‌شوند. دست آخر هم به همسرانشان تجاوز می‌شود و انتهای انتقام آنان از متجاوز به حریمشان یک کشیده ناقابل است و جبر زمانه آنان را وامیدار که فروشنده ناموس باشند. این تمام تصویری است که فرهادی از مرد ایرانی و هویت متلاشی خانواده ایرانی ارائه میدهد.

فروشنده کیست؟!

از لحظه اعلام خبر انتخاب فروشنده به عنوان بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان، فضای مجازی و رسانه ها پر می‌شود از تمجید فرهادی و شاهکارش. از برنامه خندوانه تا نود. از عبدالله نوری تا زیبا کلام. از علی کریمی تا علی دایی. از پرویز پرستوی تا هر هنرمندی که صفحه ای در فضای مجازی دارد، همگی زبان به تمجید گشودند. درست همان هنرمندان و سیاست زدگانی که فراستی را متهم به آدم فروشی کردند، از فرهادی قهرمانی ساختند که گویی ممدوح آنان رئیسعلی دلواری یا کوچک جنگلی است.

اما با سنجه و معیاری که فراستی به دست ما داده به راحتی می‌توان فهمید که چه کسی می‌فروشد. آیا کسی که نگران حریم خانواده است فروشنده است یا کسی که با سرمایه موسسه الدوحه قطری و ممنتو فرانسوی چهره خانواده ایرانی را مخدوش می‌کند. اگر آرتور میلر زنده بود‌ مرگ فروشنده را دوباره می‌نوشت آنهم درباره کسانی که حسابی می‌فروشند. فروشنده کسی است که جوایز آمریکایی و ریال قطری و فرانک فرانسوی بدرقه راهشان و سرمایه فیلم سازی‌اشان. آری فروشنده را باید در خودفروشی و وطن فروشی خارج از مرزهای این سرزمین دنبال کرد نه در مجلس و کمیسیون فرهنگی.

کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :